تمام ترانه هاي سرخ را با نام تو خواهم سرود ، براي تو كه جاويدي چون عشق و تمام روزهاي بهاري را براي تو رقم خواهم  زد ، براي تو كه سرخ ات را از گلهاي سرخ بهاري به ارث برده اي.

براي تو كه تمامي الفاظ ، تمامي لحظات و تمامي جملات خوب در تو خلاصه مي شود.

 

مدت هاست كه دفتر سبز زندگيم بعد از خدا با ياد تو آغاز مي شود ، دفتري كه در ابتدا و انتها به تو ختم مي شود و اين نهايت آرزو هاست نهايت خوشبختي است تو همان سعادت مني كه زمزمه شبانگاهيت برايم چون ترانه اي  آشناست  آري تو هما تك ستاره ي  قلب مني  كه برايت  آشيان مهرباني  ها بنا كرده ام  و تو گام محبت خود را در آن نهادي و ديگر هيچ گاه نمي تواني پاي از آشيان مرغ عشق كوچكت بيرون گزاري.

 

سكوت تو گوياي كلام توست چه زيباست از تو گفتن و چه لذت بخش است در كنار تو ماندن ، اي بهترين بهانه براي دلتنگ هايم ، اي مهربان ترين و با صفا ترين فرشته اي كه در قلبم جاي گرفته اي دوستت دارم ...

 

نويسنده : ن . ليلي