خوشست خلوت اگر یار یار من باشد

نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم

که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

 

 

بسترم

صدف خالي يك تنهايي است

و تو چون مرواريد

گردن آويز كسان ديگري ...

***

هوشنگ ابتهاج

 

 

آن که عاشق است خوب می داندچه با شکوه است عشق

 وقتی بوسه ای به گل می دهد

و لب به لبخند عشق باز می گردد

و غنچه "دوستت دارم" می شکفد.

 

نویسنده: نظرات دوستان